مصاحبه با سایت تغییر: جنبش های زنان در سراسر دنیا ماهیتی سکولار دارند

انتشار متن: 27 سپتامبر2010

آنچه ما تحت عنوان دستا وردهای جنبش زنان در جهان شاهد هستیم ، ناشی از پایداری زنان بر سر بنیان نظری دوران روشنگری که ارزشی جهانی و سکولارمی باشد. یعنی برابری همه انسا نها با هم که مبتنی بر حقوق طبیعی  است. یعنی انسان به صرف انسان بودن دارای حقوق برابر است.  بنابر این ما چه بخواهیم و چه نخواهیم و چه خود را فمنیست اسلامی نام بنهیم و چه لائیک و چه از جامعه زینب بیائیم و چه طرفداران سیمون دوبووار باشیم  ، همه موجودی اجتماعی زاده یک ارزش سکولار هستیم. ارزشی که در فلسفه دوران روشنگری خود را بسط داد. به این معنا که همه فعالین حقوق زنان و برابر خواه با استراتژیها و تاکتیک های متفاوت از یک خاستگاه  نظری واحدی پا گرفته اند. حتی اعتقادات مذهبی کنشگران جنبش زنان و دیدگاه نظری ارائه تفسیر مدرن از دین،  در ماهیت سکولار جنبش که مبتنی بر فلسفه حقوق طبیعی دوران روشنگری یعنی برابری حقوقی همه انسانها با هم (زنان و مردان) است ، تغییری ایجاد نمی کند. سکولار بودن به معنی بی دین و بی اعتقاد بودن نیست. بلکه به معنی ورود به پدیده های اجتماعی و حقوقی و تبیین و نقد جامعه ( رفع تبعیض)  ، متکی بر ارزش و یا بهتر بگویم معیارهای عقلانی واین جهانی است. هنگامی که از تفسیر مدرن از ارزش های دینی و شریعت صحبت می شود،  به این معنی است که ما پذیرفته ایم ، یک : ارزش ها ی دینی و شریعت در شکل فعلی خود (به ویژه در حوزه حقوقی بین زن و مرد)  در مقابل ارزش های جهانی که سکولار و عقلانی است ، قابل دفاع نیستند. دوم:  آگا هیم تا زمانی که این ارزش ها ی دینی و شریعت به همین سبک و کیفیت است ، زنان به برابری دست نخواهند یافت. لذا راه را در تفسیر نو( مدرن)   از ارزش های دینی می دانیم.  ولی طرفداران این دیدگاه نظری نباید فراموش کنند که ، در تفسیر مدرن از دین ، این ارزش ها و شریعت در مذهب است که میرود خود را با ارزش های جهانی دوران روشنگری مبتنی بر حقوق طبیعی ( سکولار ) تطبیق دهد و نه بر عکس.

به خواندن ادامه دهید

مقدمه ای در دفاع از علوم انسانی – علوم انسانی در ایران بین کیفیت و فرم، بین علم و شبه علم، بین واقعیت و اسطوره، بین توضیح و توصیف، بین نقد و تفسیر، بین فهم و از بر کردن

انتشار متن :  25 اوت 2010

http://polpix.sueddeutsche.com/polopoly_fs/1.955093.1275926406!/image/image.jpg_gen/derivatives/180x135/image.jpg

آنچه که در اروپا در ارتباط با حوزه گسست های تاریخی ( رفرماسیون ، دوران روشنگری … )  اتفاق افتاد ، یک فرآیند تاریخی بود که در کلیت جامعه هم به لحاظ ساختاری و هم به لحاظ فرهنگی گسست ایجاد کرد. در نتیجه کل سیستم ( خانواده ، سیستم های آموزشی ، هنر ، حقوق …  ) بعنوان عوامل انتقال این تغیییرات در حوزه تربیت و فرآیند اجتماعی شدن کودکان نقش بازی می کنند و فضای تربیتی او را احاطه کرده اند.  این فرآیند  های تاریخی ( تغییرات فکری و بخصوص گسست هایی که در حوزه ذهن و اسطوره و واقعیت در دوران اومانیسم ، اصلا حات مذهبی ، دوران روشنگری و … روی داد )  را نمی توان  تنها از طریق حافظه و از بر کردن انتقال داد ، بلکه باید با این فرآیندها به چالش در آمده  آن را فهمید . از طریق فهم این فرآیند تاریخی است که کیفیت آگاهی ما تغییر می کند.

به خواندن ادامه دهید

بررسی نظری دو مفهوم اخلاق و زن در حافظه فرهنگی و نقش آن در تحولات اجتماعی (با تکیه بر انقلاب اسلامی) – بخش سوم

انتشار متن: 18 ژوئیه 2010

انقلاب اسلامی عین فرهنگ ایران بود . تجسم و تبلور عنصر مقاومت و معنایی همین بخش هویتی و فرهنگی ایران بود. لذا می توان گفت که  مفهوم مدرن انقلاب در ادبیات مارکسیستی که به تضاد طبقاتی (14) تحلیل می شد در انقلاب اسلامی واژگون شده به تضاد فرهنگی تبدیل شد . تضاد دو فرهنگ ، یعنی فرهنگ سنتی _ دینی و فرهنگ مدرن . جدال بین ابدیت و نسبیت و جدال بین ثبات و تغییر و تلاش برای کشیدن زمان از اعماق تاریخ و دوره کردن و تحقق حافظه تاریخی در حال.  بعبارتی تضاد،  بین دو فرهنگ و ارزش های اخلاقی بود و نه تضاد میان دو طبقه. فرهنگی که همچنان دامن نخبگان فکری  ما را نیز رها نکرده بود. واقعیت های اجتماعی ( مثل انقلاب اسلامی ) خیلی از ما دور نیستند. حتی اگر ما اعتقاد داشته باشیم که ماهیت فعلی انقلاب اسلامی از اهداف و مقاصد ما نبود، ولی تصورات ما از مفاهیمی چون آزادی های فردی  ، عدالت ، نظم عمومی ، زن ، اخلاق و …  دینامیکی برای تغییر اجتماعی بود ، منتها نه آنطور که قصد کردیم ، بلکه آنطور که فکر کردیم.

این رساله مدعی است که جامعه ایران نه تنها به لحاظ اقتصادی،  سیاسی و فرهنگی یک جامعه کم توسعه یافته است ، بلکه بصورت خاص تر به لحاظ اخلاقی نیز کم توسعه یافته است .(16) به طور کل تاریخ معاصر اروپا و مدرن را تاریخ برداشت اخلاقی روشنفکران و روشنگرانش از انسان و حقوق او می دانم. تاریخ ما هم ( انقلاب اسلامی ) در واقع تاریخ برداشت اخلاقی ما از انسان به ویژه زن و حقوق او است. این همان فرهنگ و اخلاق جنسی است که به مانند پرچمی در ادبیات دینی و غیر دینی ، نگرش های فردی و اجتماعی و رفتار های  جنسی ( متلک) ، فحش و جوک ما یا بهتر بگویم در تاریخ معاصر ما  در اهتزاز است.

به خواندن ادامه دهید

بررسی نظری دو مفهوم اخلاق و زن در حافظه فرهنگی و نقش آن درتحولات اجتماعی ( با تکیه بر انقلاب اسلامی) – بخش دوم

انتشار متن: 12 ژوئیه 2010

وضعیت اخلا ق بعد از مرگ خدا (11) ( نقد شدید از اخلاق مسیحی و انجیل ) با طرح های اخلاقی متفاوتی روبرو شد، که خود ناشی از کنار گذاشتن مطلق گرایی ( مرجع مطلق) در حوزه اخلاق بود. اما این وضعیت تمامی محتوای اخلاقی گذشته موجود در مسیحیت را از بین نبرد ؛ بلکه با زیر سوال کشیدن آن، این امکان بوجود آمد که انسان بعنوان یک سوژه آزاد ، مسئولیت اعمال خود را به عهده بگیرد و خود را مطابق آن رشد دهد. این بار مشاجره در حوزه اخلاق و عدالت بر خلاف تفکر ادیان توحیدی بر سر حق و باطل و یا به عبارتی حقیقت نبود ، بلکه تلاش برای بکار گیری خرد در جهت درکی واقع بینانه برای فهم یک زندگی جمعی هماهنگ بدون تنش (هارمونیک) در بین انسانها و کاهش درد و رنج به ویژه در حوزه تبعیض بود، که در نهایت در اعلامیه حقوق بشر تبلور پیدا کرد.

به خواندن ادامه دهید